السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

91

تفسير الميزان ( فارسي )

خدايى كه براى شما زمين را فرشى و آسمان را بنائى كرد و از آسمان آبى فرود آورده با آن ميوه ها براى روزى شما پديد كرد ، پس شما با اينكه علم داريد براى خدا همتا مگيريد ( 22 ) . و اگر از آنچه ما بر بنده خويش نازل كرده‌ايم به شك اندريد سوره اى مانند آن بياريد و اگر راست مىگوئيد غير خدا ياران خويش را بخوانيد ( 23 ) . و اگر نكرديد و هرگز نخواهيد كرد پس از آتشى كه هيزمش مردم و سنگ است و براى كافران مهيا شده بترسيد ( 24 ) . كسانى كه ايمان آورده و كارهاى صالح كرده‌اند نويدشان ده كه بهشتها در پيش دارند كه جويها در آن روانست و چون ميوه اى از آن روزيشان شود بگويند اين همانست كه قبلا روزى ما شده بود ، و نظير آن بايشان بدهند ، و در آنجا همسران پاكيزه دارند و خود در آن جاودانند ( 25 ) . بيان * ( ( يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ) ) * الخ ، بعد از آنكه خداى سبحان حال فرقه هاى سه گانه ، يعنى متقين ، و كفار ، و منافقين را بيان نموده فرمود : متقين بر هدايتى از پروردگار خويشند ، و قرآن مايه هدايت آنان است ، و با آنان كار دارد ، و كفار ، مهر بر دلشان زده شده ، و بر گوش و چشمشان پرده است ، و منافقين خود بيمار دلند ، و خدا هم بعنوان مجازات ، بيمارى دلهاشان را بيشتر مىكند ، بطورى كه كر و لال و كور شوند ، ( و اين بيانات در طول نوزده آيه آمده ) . اينك در آيه مورد بحث اين نتيجه را گرفته ، كه مردم را بسوى بندگى خود دعوت كند ، تا به متقين ملحق شوند ، و دنبال كفار و منافقين را نگيرند ، و اين مطالب را در طول پنج آيه مورد بحث آورده ، و اين سياق مىرساند كه جمله ( لعلكم تتقون ) ، متعلق بجمله ( اعبدوا ربكم ) است ، نه بجمله ( خلقكم ) ، هر چند كه بانهم برگردد صحيح است . * ( ( فَلا تَجْعَلُوا لِلَّه أَنْداداً وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) ) * الخ ، كلمه ( انداد ) جمع ( ند ) بر وزن مثل ، و نيز به معناى آنست ، و اينكه جمله : ( و انتم تعلمون ) را مقيد بقيد خاصى نكرد ، و نيز آن را به صورت جمله حاليه از جمله : ( فلا تجعلوا ) آورد ، شدت تاكيد در نهى را مىرساند ، و مىفهماند : كه آدمى علمش بهر مقدار هم كه باشد ، جائز نيست براى خدا مثل و مانندى قائل شود ، در حالى كه خداى سبحان او را و نياكان او را آفريده ، و نظام كون را طورى قرار داده كه رزق و بقاء او را تامين كند . * ( ( فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه ) ) * امر در ( فاتوا ، پس بياوريد ) ، امر تعجيزى است ، تا به همه بفهماند : كه قرآن معجزه است ، و هيچ بشرى نمىتواند نظيرش را بياورد ، و اينكه اين كتاب از ناحيه خدا نازل شده ، و در آن هيچ شكى نيست ، معجزه است كه تا زمين و زمان باقى است ، آن نيز باعجاز خود باقى است ، و اين تعجيز ، در خصوص آوردن نظيرى براى قرآن ، در قرآن كريم مكرر آمده ، مانند آيه : ( قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ ، لا يَأْتُونَ بِمِثْلِه ، وَلَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً ، بگو اگر انس و جن دست بدست هم دهند ، كه مثل اين قرآن بياورند ، نمىتوانند